صداي پاي تو زيباست همانند طپش قلبم.
هنگامي که ميدوي تا از من جدا شوي صداي خنده تو زيباست.
لب هاي تو زيباست زماني که جمله ي دوستت دارم را سرودي.
چشمان تو زيباست همانند تکه ابري بهاري
زماني که براي دل شکسته ي من گريستي.
سکوتت نيز زيباست . سکوتي که هميشه مرا به سوي تو مي کشاند .
اين همه زيبايي است که اسير کرده مرا.
همه ي احساساتم را .
ولي من اين تک سوال را از دل رسوا شده ام مي پرسم
.تو مرا بهر چه مي خواهي؟؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 7:25  توسط بهنام
|
