تبليغاتX
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
عشق آتشین

عشق آتشین

بی تو هرگز با تو شاید


ما نيز روزگاري

لحظه اي ، سالي ، قرني ، هزاره اي از اين پيش تَرَک

هم در اين جاي ايستاده بوديم ،

بر اين سياره ، بر اين خاک

در مجالي تنگ – هم از اين دست –

در حرير ِ ظلمات ، در کتان ِ آفتاب

در ايوان ِ گسترده ي ِ مهتاب

در تارهاي ِ باران

در شادَروان ِ بوران

در حجله ي شادي

در حصار ِ اندوه

تنها با خود ، تنها با ديگران

يگانه در عشق

يگانه در سرود

سرشار از حيات

سرشار از مرگ .

ما نيز گذشته ايم

چون تو بر اين سياره بر اين خاک

در مجال ِ تنگ ِ سالي چند

هم از اين جا که تو ايستاده اي اکنون

فروتن يا فرومايه

خندان يا غمين

سبک پاي يا گران بار

آزاد يا گرفتار .

ما نيز

روزگاري

آري .

آري

ما نيز

روزگاري ...

                                                 احمد شاملو

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 18:42  توسط بهنام  | 


به نام او که خواهد آمد

اي نسيم سحر آرامگه يار کجاست ..... منزل آن مه عاشق کش عيار کجاست
شب تارست و ره وادي ايمن در پيش ... آتش طور کجا موعد ديدار کجا ست
هر که آمد به جهان نقش خرابي دارد ...از خرابات مپرسيد که هوشيار کجاست
آنکس ا ست اهل بشارت داند ... نکته هاست بسي محرم اسرار کجاست
هر سر موي مرا با تو هزاران کارست ... ما کجا ييم و ملامتگر بيکار کجاست
باز پرسيد زگيسوي شکن در شکنش ... کاين دل غمزده سر گشته،گرفتار کجاست
عقل ديوانه شدآن سلسله مشکين کو ... دل زما گوشه گرفت ابروي دلدار کجاست
دلم از صومعه و صحبت شيخ است ملول ... يا ترسابچه کو خانه خمار کجاست
ساقي و مطرب و مي جمله مهياست ولي ... عشق بي يار مهیا نشود يار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج ... فکر معقول بفرما گل بي خار کجاست

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 7:50  توسط بهنام  |